خوب یا بد بودن - معتاد یا ورزشکار بودن - خوشحال یا غمگین بودن - دزد و یا صادق بودن - با ایمان یا کافر بودن - ظالم یا مظلوم بودن - کارگر یا دکتر و دانشمند بودن و خیلی کلمات مترادف دیگر که از تاثیر خانواده بر روی انسان بوجود می آید.

 

 

فرزندان بزرگ بخوانند...

 

من بزرگترین فرزند یک خانواده کوچک هستم و بزرگترین فرزندان خانواده های دیگر هم شاید با من هم عقیده باشند که

همیشه سختی ها - غم و غصه ها - افسردگی ها - سرکوفت ها - سرزنش ها - تنهایی ها و گوشه نشینی ها سهم و قسمت فرزند بزرگتر خانواده است. و چقدر مظلومانه و نا آگاهانه با ما رفتار کردند و رفتار می کنند.

چندوقت پیش فکر می کردم که دیگر بزرگ شدم و آن رفتارهای نا.... خانواده ام تمام شده ولی این طور نبود من محکوم بودم به فرزند بزرگتر بودن.

بعضی وقت ها در ناراحتی هایم به این می اندیشم که شاید مرا خدای دیگری خلق کرده که آنقدر متفاوت با من رفتار می کنند و مرا غم ها و غصه های دوران کودکی و نوجوانی در بر می گیرد که چرا نداشتم و چرا اینگونه با من رفتار شد بسیار متفاوت تر از فرزندان دیگر خانواده.

 

 

آنهایی که بغض داشتند بخوانند...

 

تا بحال بغض چقدر گلویتان را بدرد آورده است؟

تا بحال چقدر فهمیدید درد دل کردن دردی از دل دوا نمی کند.

تابحال چندبار در قلبتان گریه کردید و دیگران نشینیدند.

چه کسی درک می کند که پنج سال بغض داشتن یعنی چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

وقتی خانواده آدم. ما را بی عرضه قلمداد می کنند و وقتی ما را با برادر کوچکتر مقایسه و سرزنش می کنند و نمی دانند این متفاوت بودن ما با برادر کوچکتر از متفاوت برخورد کردن آنها با ماست و نمی دانند که چه تیشه ای بر ریشه دل ریش ما می زنند.

و نمی دانند که چه درد آور است  مرگ آرزوها

 

فقرفکری در پدران و مادران یک خانواده

 

یکی از بررگترین مشکلاتی که کودکان در قنداق تا پیرمرد ها و پیرزن های گوشه نشینی که خاطرات دوران جوانی  خود را مرور می کنند فقر فکری خانواده هایی است ک در آن بزرگ شدند.

 

فقر فکری چیست؟

 

از پدر و مادر  بپرسید که دوست دارند فرزندانشان در آینده چکاره شوند و یا بپرسید که فرزندانشان در این سن نیازمند چیست و یا از فرزندانشان در حال و آینده چه انتظاری دارند و یا بپرسید که چه خواطره بدی از فرزندانشان در ذهن باقی گذاشتند با چگونگی جواب آنها به میزان فقر فکری آنها در خانواده پی خواهید برد.

وقتی پدر اصلا سن دقیق فرزندش را نمی داند و حتی کلاس و مدرسه او را نمی شناسد....

وقتی مادر تمام نیاز فرزند را خوردن همان غذایی که آماده می کند و خوابیدن بی سر و صدا می داند و حوصله توجه به درس فرزند را ندارد...

و بسیار تفکرات و عملکرد های فقیرانه پدر و مادر ها که باعث یک سری ناراحتی ها و افسردگی ها و بیماری ها در کودکان و جوانان و حتی در سنین بالا می گردد.

کودک فکر می کند ...

کودک در کودکی با رفتارهای فقیرانه پدر و مادر خود با مسائل بسیار سرد و بی حوصله رفتار می کند و حق دارد چون در چنین محیط سرد و خوابالوده ایی نمی توان پر نشات و شاد بود.

من کودک چرا با کودکان دیگر فقر دارم؟

چرا گوشه نشینی و تنهایی و افکار رویایی خود را بیشتر از بازی با هم سن های خودم دوست دارم؟

چرا این گوشه نشینی را در من داشتن ادب و آرامش فرض می کنند؟